بديع الزمان فروزانفر

235

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

بيفزايند و بسا كه عزيزترين كسان را بدست خود مىكشند تا در رياستشان خللى نيفتد و اين همه نتيجه‌ى آنست كه حب مال و جاه ، ايشان را از عواطف انسانى جدا و منسلخ كرده و به صورت درندگان و ددان مردم خوار در آورده است ، صوفيه اين تبديل حالت را « مسخ قلب » و « مسخ باطن » مىگويند ، اين قاعده از طريق علم حكمت و اتحاد مدرك با مدرك نيز در خور توجيه است ، مولانا در بيت سابق مسخ صورت را بيان كرده و در اين ابيات مسخ باطن را شرح فرموده است نيز ، جع : لطايف الاشارات از ابو القاسم قشيرى در ذيل آيه‌ى : وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِي السَّبْتِ . ( البقرة ، آيه‌ى 65 ) كشف الاسرار ، انتشارات دانشگاه طهران ، ج 1 ، ص 228 . مسخ باطن را از طريق حكما بدين گونه هم ممكن است كه اثبات كنيم : حكما مىگويند كه شيئيت هر چيزى به صورت اوست كه بدان از ديگران امتياز حاصل مىكند و نفس انسانى در آغاز بالقوه است و فعليت وى بمدركات و صور علمى و ملكاتى است كه بدانها متحقق مىشود پس هر گاه فعليات او از جنس فعليات درندگان باشد او بمعنى درنده و به صورت انسان است و اگر از جنس فعليات بهائم و ستوران باشد او بحقيقت بهيمه و ستور و از روى شكل بشر است و اين اختلاف صورت مانع از اشتراك وى بحسب واقع به اسباع و بهائم نيست زيرا آنها نيز از جهت صورت ، با يكديگر اختلاف دارند و آن چه جامع آنهاست صفاتى است كه بدان متصف هستند و از اين رو جدايى آنها با انسان از روى شكل ، مانع آن نخواهد بود كه در حقيقت با هم متحد فرض شوند . اسب همت سوى اختر تاختى * آدم مسجود را نشناختى آدم مسجود : حقيقت انسانيت است كه جامع و مظهر ذات و جميع اسما و صفات الهى است كه عالم خلق و آفرينش ظهور آنها محسوب مىشود و به اين